|
پنجشنبه 4 خرداد 1391 :: نویسنده : طراوت
کسی به خدا گفت: اگر سرنوشت مرا تو نوشتی ، پس چرا آرزو کنم؟ خدا فرمود:شاید نوشته باشم ، "هرچه آرزو کند...." نوع مطلب : جملات کوتاه، برچسب ها : جملات کوتاه، جملات عارفانه، عبارات عاشقانه، عاشقانه،
چهارشنبه 3 خرداد 1391 :: نویسنده : سارا
بعضی ادمها تنها که نباشند، میروند تنها که میشوند بر میگردند چقدر بی معرفتن...
نوع مطلب : یادداشت ها، جملات کوتاه، برچسب ها : یادداشت های عاشقانه، یادداشت های غم انگیز، بی معرفت، بی معرفتی،
چهارشنبه 3 خرداد 1391 :: نویسنده : طراوت
رویای تو از کدام حجم سپید حضور به معرکه دنیای من آمد ؟ چنان بی دغدغه از زندگانی ام می گذری ، چنان آرام و صبور که تحمل سکوتت هم دشوار است... من از تو لبریز شدم... گاهی تو را از سر بی سرانجامی ام سرزنش می کنم ... چون سامانی ندارم چون تکلیفم با خودم بدون تو روشن نیست... نمی دانم این حالت را باید چه نامید ... حالتی سردرگم و مبهوت از زندگی دارم. عشق بی حدو مرزی که نامعلومی اش حسابی آزارم میدهد ... کم حضور شده ام... هم از دنیای درون هم از دنیای آدم های معمولی که نمیدانم که اگر بدانند روزی بدون عشق بمانند چه بلایی سر آنها خواهد آمد من این رویای تو را نمی خواهم ... من این بی سرانجامی را نمی خواهم من این همه تشویش و دغدغه را نمی خواهم... من تو را ، زندگی ساده داشتن با تو را می خواهم.... یه عشق خالص و ناب همین و بس... طراوت نوع مطلب : مطالب ادبی، دست به قلم، برچسب ها : متن کوتاه، متن عاشقانه، جملات عاشقانه، عبارات عاشقانه، کوتاه عاشقانه،
سه شنبه 2 خرداد 1391 :: نویسنده : طراوت
صدای دزدگیر ماشین در اومد ... با عجله به سمت سوئیچ رفتم و در رو باز کردم.... 4 تا دختر بچه جلوی در با شیطنت داشتن نگام می کردن..... یکی شون با صدای بلندی گفت : خاله خاله!!!! اون پسر بچه ها بودن!!!! صدای دزدگیرو قطع کردم... دلم به حال بچگی شون سوخت و بی هیچ دعواکردنی اومدم تو... با خودم فکر کردم چه زود انقد بزرگ شدم که این بچه کوچولوها بهم گفتن خاله!!! نمی دونن که منم تا همین چند سال پیش مثل اونا انقد شاد و بازیگوش بودم... انقد بی خیال ازکار و روزمرگی دنیا.... کاش دنیامون تو همین بچگی با همین سادگی باقی می موند ... مهربون و همدل با هم ... صاف و یکرنگ به دور از هر نیرنگ ... نوع مطلب : داستان کوتاه، دست به قلم، برچسب ها : متن کوتاه، داستان کوتاه، متن فارسی، متن کودکانه، متن ساده،
دوشنبه 1 خرداد 1391 :: نویسنده : طراوت
بیدار شدم. هنوز داره بارون میاد... کاغذای مچاله شده دور و برم پُره ... بی هیچ سطری از عشق ...از یه حرف درست از تو و دوست داشتنت... هنوز کلمات رو نتونستم ادا کنم... پشت هم ردیفشون کنم ... احساس پوچ و مبهمی دارم ... شکل عجیب ایه که نوشتنم به خودش گرفته ... کنار پنجره نشستم و دارم به تو و حرفایی که باید بهت بگم فکر می کنم ... نمیدونم ... چرا اینقدر برام سخت شده ... چشمام رو می بندم... تکیه میدم به پنجره ...یه نفس و یه آه ... از کجای این قصه باید شروع کرد ... از کجا باید سرود ؟؟؟ از بی تو بودن و سر کردن این زندگی پر تشویش ... از سکوت آزار دهنده ی دنیام؟ چرا اینقد گفتن از تو برای تو واسم مشکل شده ...از نگاه دیگران به یه دیوونه شباهت دارم که داره واسه عاقل بودنش می جنگه... برای مهم بودن مشکلاتش... انگار هنوز بچه ام ... اصن بچه ام ... مگه چی میشه مثه یه بچه ساده از همه چی گفت؟؟ راحت احساس رو ادا کرد؟ادامه مطلب نوع مطلب : برچسب ها : متن کوتاه، داستان کوتاه، متن عاشقانه،
یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : سارا
عشق یعنی هر اس ام اس که بهت می رسه امیدواری از اون باشه عشق یعنی برای هرکسی که می خوای اس ام اس بزنی اشتباهی واسه اون می فرستی عشق یعنی دنبال یه موضوع می گردی که واسه اون اس ام اس بزنی عشق یعنی دائم موبایلتو چک می کنی که شاید از اون SMS رسیده باشه عشق یعنی همش فکر می کنی موبایلت داره تو جیبت می لرزه ولی وقتی نگاه می کنی می بینی خبری نیست عشق یعنی شبهای که اس ام اس ها نمی رسن واقعا اعصابت خورده عشق یعنی یک اس ام اس رو هم به خط همراه اولش می فرستی هم به ایرانسلش عشق یعنی هر وقت یه اس ام اس دیر می رسه چند بار دیگه سند می کنی شاید اونا زودتر برسن عشق یعنی پشت سر هم تک می زنی تا اس ام اسها برسن عشق یعنی گاهی وقتها هیچ حرفی واسه گفتن نداری اس ام اس خالی می فرستی که بفهمه به یادشی عشق یعنی هر جایی که یه جمله عاشقانه یا زیبا دیدی سریع واسه اون اس ام اس می کنی عشق یعنی دوهزار اس ام اس در ماه عشق یعنی بیماری ای که می گن دچارش شدی عشق یعنی اعتیادی که همه می گن به اس ام اس داری عشق یعنی آخر شعرها ی این و اون اسم خودت رو می نویسی تا به اون بگی که چه قدر عاشقشی عشق یعنی تو رو ببخشه و یه فرصت دیگه بهت بده . . .!!! عشق یعنی سه تا نقطه . . .
نوع مطلب : یادداشت ها، جملات کوتاه، برچسب ها : عشق یعنی، عشق یعنی چی؟، عشق یعنی چی، معنی عشق،
یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : طراوت
این هفته آهنگ "شبهای دلتنگی" از خواننده ای به اسم علیرضا بلوری پیشنهاد منه ... آهنگی با سبک بسیار خوب و شعری فوق العاده که در قسمت زیر برای شما نوشته شده ... دارم حس میکنم بی تو / چقدر خالی شده دنیام یه لحظه جای من باش و / ببین بی تو چقد تنهام نگو قسمت همین بوده / نگو تقصیره تقدیره چرا اون لحظه های خوب / داره از یاد تو میره سکوت من یه فریاده / واسه قلبی که که خاموشه تو این دلخستگی یادت / هنوز با من هم آغوشه تو این شبهای دلتنگی / من از دنیا گریزونم تو نیستی و نمی دونی / من عاشق پریشونم کدوم جاده کدوم دریا نشونی از تو می دونه / آخه نبض دل خستم فقط با تو غزل خونه نمیشه بی تو عاشق بود/ نمی شه دل برید از تو به تنهایی من برگرد / بذار تازه بشم از نو .... نوع مطلب : شعر آهنگ، برچسب ها : شعر اهنگ، شعر آهنگ شبهای دلتنگی، شعر آهنگ علیرضا بلوری، علیرضا بلوری،
شنبه 30 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : سارا
![]() فروغ فرخزاد در ۱۵ دی، ۱۳۱۳ در یک خانواده متوسط با هفت بچه به دنیا آمد،
پدرش یک افسر مستبد ارتش رضاخانی بود که در کودتای رضاخان نقش داشت ولی بر
خلاف اخلاق ارتشی و مستبدش علاقه خاصی به شعر داشت و در تنهایی خود با
اشعار حافظ و سعدی خلوت میکرد و فروغ با شوق تمام به اشعاری که پدر
میخواند گوش میداد. و همین نقطه آغاز شاعری فروغ بود، او شعر سرودن را از
نوجوانی آغاز کرد. و در نقاشی استعداد خاصی داشت. خانواده فروغ خانوادهای
بسته و مردسالار بود. فروغ در سن ۱۷ سالگی با پرویز شاپور ازدواج کرد و به
اهواز رفت. در ۲۹ خرداد،۱۳۳۱ تنها فرزندش کامیار متولد شد. و پس از آن
روزهای سختی را گذراندو بسیار زود از شوهرش جدا شد. نخستین مجموعه شعر
فروغ فرخزاد اسیر نام دارد که در سال ۱۳۳۱ منتشر شد. این مجموعه دربردارنده
۴۴ قطعه شعر است. دومین مجموعه شعرهای فروغ دیوار است که در سال ۱۳۳۵ چاپ
شد. سومین مجموعه شعرهای او با نام عصیان در سال ۱۳۳۶ چاپ شد. این مجموعه
شامل ۱۷ قطعه شعر است. فروغ بعدها این سه آثار خود را ارزش و احساسات سطحی
یک دختر جوان دانست. بقولی آخرین مجموعه شعری که فروغ فرخزاد، خود، آن را
به چاپ رساند مجموعه تولدی دیگر است. این مجموعه شامل ۳۱ قطعه شعر است که
بین سالهای ۱۳۳۸ تا ۱۳۴۲ سروده شدهاند. بقولی دیگر آخرین اثر او «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد است» كه پس از مرگ او منتشر شد. در سال ۱۳۳۷ سینما توجه فروغ را جلب میکند. و در این مسیر با ابراهیم گلستان آشنا میشود و این آشنایی مسیر زندگی فروغ را تغییر میدهد. و چهار سال بعد یعنی در سال ۱۳۴۱ فیلم خانه سیاه است را در آسایشگاه جذامیان تبریز میسازند. و در سال ۱۳۴۲ در نمایشنامه شش شخصیت در جستجوی نویسنده بازی چشمگیری از خود نشان میدهد. در زمستان همان سال خبر میرسد که فیلم خانه سیاه است برنده جایزه نخست جشنواره اوبر هاوزن شده و باز در همان سال مجموعه تولدی دیگر را با تیراژ بالای سه هزار نسخه توسط انتشارات مروارید منتشر کرد. در سال ۱۳۴۳ به آلمان، ایتالیا و فرانسه سفر میکند. سال بعد در دومین جشنواره سینمای مولف در پزارو شرکت میکند که تهیه کنندگان سوئدی ساختن چند فیلم را به او پیشنهاد میدهند و ناشران اروپایی مشتاق نشر آثارش میشوند در روز ۲۴ بهمن، ۱۳۴۵ فروغ فرخزاد بر اثر تصادف رانندگی در جاده دروس-قلهک جان باخت. خود فروغ مدتی قبل از مرگش در جایی نوشته بود میترسم قبل از آنچه فکر میکنم بمیرم و کارهایم نا تمام بماند و این درد بزرگیست. جسد او، روز چهارشنبه ۲۶ بهمن با حضور نویسندگان و همکارانش در گورستان ظهیر الدوله به خاک سپرده شد. نوع مطلب : بیوگرافی شاعران عشق، برچسب ها : زندگینامه فروغ فرخزاد، بیوگرافی فروغ فرخزاد، بیوگرافی زندگینامه فروغ، زندگینامه فروغ،
شنبه 30 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : طراوت
زندگی قمار است ، ماجراست ، انسان یا می برد یا می بازد ، زندگی مثل معرکه ای است که پایان ندارد ، وقتی که صدای یک نفر کم کم ضعیف و خاموش شد ، صدایی جوان تر و نیرومند تر رشته بقیه داستان را می گیرد و ادامه می دهد.... از کتاب "پَـــر" اثر شارلوت مری ماتیسن نوع مطلب : مطالب ادبی، یادداشت ها، برچسب ها : متن کوتاه، جملات کوتاه، متن کوتاه عاشقانه، متن کتاب پَر از ماتیسن، متن عاشقانه از کتاب پَر، کوتاه از پَر ماتیسن، کتاب شارلوت ماتیسن، شارلوت ماتیسن،
جمعه 29 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : سارا
شب سرشاری بود.
رود از پای صنوبرها، تا فراترها رفت. دره مهتاب اندود، و چنان روشن كوه، كه خدا پیدا بود. در بلندیها، ما دورها گم، سطحها شسته، و نگاه از همه شب نازكتر. دستهایت، ساقه سبز پیامی را میداد به من و سفالینه انس، با نفسهایت آهسته ترك میخورد و تپشهامان میریخت به سنگ. از شرابی دیرین، شن تابستان در رگها و لعاب مهتاب، روی رفتارت. تو شگرف، تو رها، و برازنده خاك. فرصت سبز حیات، به هوای خنك كوهستان میپیوست. سایهها برمیگشت. و هنوز، در سر راه نسیم. پونههایی كه تكان میخورد. جذبههایی كه به هم میخورد. » منظومه حجم سبز « »سهراب سپهری « نوع مطلب : شعر، اشعار سهراب سپهری، برچسب ها : از روی پلك شب، شعر از روی پلك شب، شعر از روی پلك شب سهراب سپهری، شعر از روی پلك شب سهراب، شعر از روی پلك شب منظومه حجم سبز، شعر کوتاه از سهراب، شعر کوتاه از سهراب سپهری، منظومه حجم سبز سهراب سپهری، منظومه حجم سبز،
جمعه 29 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : سارا
![]() *از دشمن خود یکبار بترس و از دوست خود هزاربار. *نقاش کامل آنست که از هیچ برای خود سوژه بسازد. *حتی تظاهر به شادی نیز برای دیگران شادی بخش است. *من دریافته ام که ایده های بزرگ هنگامی به ذهن راه می یابند که مصمم به داشتن چنین ایده هایی باشیم.
*فیلمسازان باید به این نکته نیز بیاندیشند که فیلم هایشان را در روز رستاخیز با حضور خودشان نمایش خواهند داد. *خودپسندی زنها بزرگترین علت بدبختی ایشان و نابودی خانواده هاست. هیچ چیز به اندازه خودپسندی زن ها بنیان خانواده را نابود نکرده است. *انسان اگر فقیر و گرسنه باشد بهتر از آن است که پست و بی عاطفه باشد. *مردمان روی زمین استوار، بیشتر از بندبازان روی ریسمان نااستوار سقوط می کنند. *وقتی زندگی صد دلیل برای گریه کردن به شما نشان می دهد، شما هزار دلیل برای خندیدن به آن نشان دهید. *اگر می خواهید دشمنان خود را تنبیه کنید، به دوستان خود نیکی کنید. نوع مطلب : جملات کوتاه، برچسب ها : منتخب جملات قصار چارلی چاپلین، جملات قصار چارلی چاپلین، منتخب جملات چارلی چاپلین، جملات قصار چاپلین، جملات چارلی چاپلین، |
||